|
فاصله ها را یک به یک قدم خواهم زد تا...............
|
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد ؟
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم
چه خواهد ساخت ؟
ولی بسیار مشتاقم ،
که از خاک گلویم سوتکی سازد.
گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش
و او یکریز و پی در پی ،
دَم گرم خوشش را بر گلویم سخت بفشارد ،
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد .
بدین سان بشکند در من ،
سکوت مرگ بارم را
دکتر علی شریعتی
یکی از آیین های شب یلدا در ایران، تفال با دیوان حافظ است
مردم شیراز در شب یلدا به شب زنده داری می پردازند
و بعضی نیز بسیاری از دوستان و بستگان خود را دعوت می کنند.
آنها در این شب سفره ای می گسترانند که بی شباهت به سفره هفت سین نوروز نیست
و در آن آینه و قاب عکس حضرت علی (ع) را جای می دهند.
انواع و اقسام آجیل و تنقلاتی چون نخودچی، کشمش، حلوا شکری، رنگینک و خرما
و میوه هایی چون انار و به و بخصوص هندوانه خوراکی های این شب را تشکیل می دهند
در آذربایجان مردم هندوانه چله (چیله قارپوزی) می خورند
و باور دارند که با خوردن هندوانه لرز و سوز و سرما به تن آنها تاثیری ندارد
در اردبیل رسم است که مردم، چله بزرگ را قسم می دهند که زیاد سخت نگیرد
و معمولا گندم برشته (قورقا) و هندوانه و سبزه و مغز گردو و نخودچی و کشمش می خورند
بعضی از مردم در شب یلدا مراسم گردو شکستن میکیرند، آنها ارزو و یا نیت میکنند و اعتقاد دارند پس از شکستن گردو اگر گردو توخالی بود به آرزویشان نمی رسند و اگر مغزدار بود تا سال آینده به ارزویشان می رسند.
شب یلدای همتون مبارک


وقتی تو نیستی قلبمو واسه کی تکرار بکنم
گلهای خواب آلودرو واسه کی بیدار بکنم
دست کبوترهای عشق واسه کی دونه بپاشه
مگه تن من میتونه بدون تو زنده باشه
عزیزترین سوغاتیه غبار پیراهن تو
عمر دوباره ی منه دیدنو بوییدن تو
نه من تورو واسه خودم نه از سر هوس می خوام
عمر دوباره ی منی تو رو واسه نفس میخوام
دهانت را می بویند
مبادا گفته باشی "دوستت می دارم"
دلت را می بویند
روزگار غریبیست ،نازنین!
و عشق را
کنار تیرک راه بند
تازیانه می زنند.
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد.
در این بن بست کج و پیچ سرما
آتش را
به سوختبار سرود و شعر
فروزان می دارند
به اندیشیدن
خطر مکن.
آنکه بر در می کوبد شباهنگام
به کشتن چراغ آمده است.
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد.
آنک قصابانند
بر گذرگاهها
مستقر،
با کنده و ساطوری خون آلود
روزگار غریبیست،نازنین!
و تبسم را بر لبها جراحی می کنند
و ترانه را
بر دهان.
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد.
کباب قناری
بر آتش سوسن و یاس
روزگار غریبیست نازنین!
ابلیس پیروز است
سور عزای ما را بر سفره نشسته است
خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد
روز دانشجو
مبارک.


بازم کنارپنجرم
منتظرم تا تو بیای
میگن شلوغ
شده سرت
محاله یک روزتو بیای
بارون اشکام
جاریه
جات توی قلبم خالیه
حال و هوای
دل من
خوب می دونی بد حالیه
نشستم کنج
یک اتاق
منتظرم،چشم به درم
شاید یه
روزی برسه
بگی تو رو دوست دارم
بازم بشی
سوگولیم
چشمو چراغ این دلم
بگم چقدر
دوست دارم
دنیامو زیر پات می زارم
صدات هنوز
تو گوشمه
عشقت هنوز تو جونمه
شاخه گلی که
بهم دادی
تو گلدون توی خونمه
یادت میاد
گفته بودی
هر جور بشه مال منی
حالا بگو چی
شد چرا
عشقمو از ریشه زدی
گنجشکای توی
حیاط
چند روزیه پر می زنن
حتی اونام
به قلب من
هی تیر و خنجرمی زنن
آخه چطور
دلت اومد
بری و تنهام بزاری
چی می شه
اگه یه روز بیای
بگی هنوز دوستم داری
ساکت نشستم
تو خونه
نمی خوام هیچ کی بدونه
اون که یه
روز می مرد برام
رفته،نیست پیشم بمونه
واسه ی زنده
بودنم
دیگه دلیلی ندارم
خودت می
دونی اگه نیای
سر به بیابون می زارم
چی کار کنم
عاشقتم
باور داری دوستت دارم؟
می خوام فقط
پیشم باشی
تا ببینی چی می کشم
دیگه چشام اشک نداره
انتظار معنا نداره
خدایا تو صبرم بده
اون دیگه دوستم نداره
پیشا پیش
عید سعید غدیر مبارک
